به نظر مي رسد كه دلايل متعددي از نظر گاههاي گوناگون براي اين پديده موجود مي باشد. چگونه است كه زنان به خواستگاري مردان نمي روند ؟ چرا اساسا خواستگاري وجود دارد؟ و چرا عليرغم فقدان تحقيقات علمي و اجتماعي ، فرهنگها خود بخود درجهت پويايي موجود بدين نتيجه رسيده اند ؟ و براي ريشه يابي اين مهم به تفاوتهاي ميان زن و مرد اشاره مي كنيم :
الف-تفاوت ازنظر جسمي يا پزشكي : زنان تعداد تفاوتشان در بعد جسمي با مردان بيشترين مقدار است و تقريبا درهر قسمتي از بدن فرقهايي دارندمثلا رويش متفاوت قد و وزن ، موي صورت و سر و طاسي ، تركيبات بيوشيمي خون و..
ب-تفاوت ازنظر رواني يا روانپزشكي و روان پرستاري : ويژگي هاي رواني زن و مرد كاملا متفاوت است . زنان نياز به مورد توجه قرار گرفتن از سوي همسر آينده خود هستند. دوست داردند مركز توجه بوده و توسط مرد خود انتخاب شوندو همسر آينده چتر حمايت خود را بگشايد و از ايشان حمايت كند. دوست دارند به كسي تكيه كنند. مردان بايد به برخوردهاي سخت اجتماعي بپردازند و زنان درحريم امن خانه به تشكيل و تكميل خانوده بپردازند.
ج-تفاوت اجتماعي و ارتباطات گروهي : زنان ارتباط رازودتر برقرار مي كنند ولي زود جدا مي شوند مردان دوست كم دارند ولي ماندني . زنان دوست زياد دارند ولي ناپايدار و غير قابل اعتماد. تفاوتهاي اجتماعي زن و مرد بيشتر به فرهنگ و مذهب حاكم بر مي گردد.
د-تفاوت روحي و اخلاقي : درصورتي كه موانع رشد براي هردو گروه حذف شود استعدادفطري و رواني براي طي مقامات معنوي درهر دو گروه جنسي تفاوتي ندارد. به نظر مي رسد به دليل قاعدگي ، كم تواني جنسي مردانه ، زايمان ، كار زياد ، تحمل كم مردان ، تفكر جزئي زنان و هزاران هزار خصوصيت ديگر كه در زن ومرد وجود دارد ارتقاء معنوي به درستي حادث نمي گردد.
برچسب:
نویسنده: باربد نظری